در کتیبه ای که از داریوش بزرگ شاه هخامنشی واژه یا عبارت ((درایه تیه هچا پارسه آئی تی )) بر آبراه خلیج فارس اطلاق شده است که معنی آن ((دریایی که از پارس می رود)) است.
فلاویوس آریانوس (Flavius Arrianus) مورخ یونانی که در قرن دوم میلادی می زیسته است در کتابش آنابازیس برای نام خلیج فارس واژه ((پرسیکون کاای تاس( )(Persikon Kaitas) را به کار برده که مفهوم آن قرابت نزدیکی با عبارت ((خلیج فارس)) دارد.
استرابون (Strabon) جغرافی دان معروف یونانی هم که در نیمه اول قرن اول میلادی زندگی می کرد در کتاب خود مکررا از همین واژه برای معرفی خلیج فارس بهره برده و به ویژه تصریح می کند که اعراب بین دریای سرخ و خلیج فارس (پرسیکون کاای تاس)روزگار می گذراندند.
کلودیوس پتوله ما اوس (Claudius Ptalemaeus) معروف و مشهور به بطلمیوس بزرگترین جغرافی دانان عالم در قرون اولیه پس از میلاد، در قرن دوم میلادی از آبراه ((خلیج فارس)) تحت نام پرسیکوس سینوس (Persicus sinus) ذکر کرده است که دقیقا به مفهوم ((خلیج فارس)) است. در برخی منابع لاتین این واژه به صورت سینوس پرسیکوس و ((ماره پرسیکوم))-Mare Persicum-هم ذکر شده که معنای اخیر دریای پارس است.

لازم به یادآوری است که در بسیاری از زبان های زنده دنیا نیز از همین واژه سینوس پرسیکوس برای معرفی نام خلیج فارس وارد شده است.چنانچه در زبان های : فرانسه به صورت Golfe Persique ،انگلیسی: Persian Gulf ،آلمانی Persischer Golf ،ایتالیایی Golfo Persico، روسی Persidskizaliv ،ژاپنی Perusha Wan و ترکی Farsi korfozi ثبت شده است.
((کوین توس کورتیوس روفوس)) مورخ رومی هم در قرن اول میلادی نام لاتین آکوارم پرسیکو (Aquarum Persico) را برای خلیج فارس به کار برده است که به معنای آبگیر پارس است .
در منابع تاریخی و جغرافیایی دوره اسلامی نیز به طور مکرر برای شناسایی و معرفی آبراه خلیج فارس از واژه ها و عبارت های ((بحر فارسی-الخلیج الفارس-خلیج فارس)) استفاده شده است.
ابوبکر احمد بن محمد اسحاق بن ابراهیم الهمدانی مشهور و معروف به ابن الفقیه در اثر جغرافیایی اش مختصر کتاب البلدان که در سال 279 ق تالیف شده است درباره خلیج فارس چنین آورده است : ((واعلم ان بحر فارس و الهندهما بحر واحد لاتصال احدهما بالاخر. یعنی : بدان که(( دریای پارس)) و هند از برای پیوستگی به یکدیگر هر دو یک دریا هستند))
((خلیج فارس)) از سمت شمال با ایران ،از غرب با کویت و عراق و از جنوب با عربستان،بحرین وامارات متحده عربی همسایه است . وسعت آن 240 هزار کیلومتر است و پس از خلیج مکزیک و خلیج هودسن ،سومین خلیج بزرگ جهان به حساب می آید.
خلیج فارس و سواحل آن معادن سرشار نفت و گاز دارد و مسیر انتقال کشورهایی چون :کویت ،عربستان و امارات متحده عربی است. به همین دلیل منطقه ای مهم و راهبردی به شمار می آید .بندرهای مهمی در حاشیه خلیج فارس وجود دارد که از آنها می توان بندر شارجه،دوبی،بندرعباس و بوشهر را نام برد.
دریانوردی در خلیج فارس پیشینه ای بسیار طولانی دارد،ولی نخستین مدارک قطعی در این زمینه به سده چهارم پیش از میلاد مربوط است.
دریانوردی ایرانیان در ((خلیج فارس)) ،قریب 500 سال پیش از میلاد مسیح و در دوران سلطنت داریوش اول آغاز شد.داریوش بزرگ ، نخستین ناوگان دریایی جهان را به وجود آورد.
کشتی های او طول رودخانه سند را تا کرانه های اقیانوس هند و دریای عمان و ((خلیج فارس)) پیمودند و سپس شبه جزیره عربستان را دور زده و تا انتهای دریای سرخ کنونی رسیدند.
داریوش اول برای نخستین بار در محل کنونی کانال سوئز فرمان کندن ترعه ای را داد و کشتی هایش را از طریق همین ترعه به دریای مدیترانه راه یافتند .در کتیبه ای که در محل این کانال بدست آمده ،نوشته شده است : ((من پارسی هستم . از پارس مصر را گشودم.من فرمان کندن این ترعه را داده ام از رودی که از مصر روان است به دریایی که از پارس می آید ،پس این جوی کنده شد،چنانکه فرمان داده ام و ناوها آیند از مصر از این آبراه به پارس چنان که خواست من بود.))

این نخستین مدرک به جا مانده درباره خلیج فارس است.
در دوره داریوش دوم ناوگان ایران به رهبری سردار ((صداسب)) ماموریت یافت تا جهان را دور بزند.وی عازم مدیترانه و سواحل شنقیط(موریتانی) تا نزدیکی(( اشانتی)) و سواحل بنین پیش رفتند.
البته جست و جو در سفرنامه ها و کتاب های تاریخی بر حجم سندهای خدشه ناپذیری که ((خلیج فارس)) را ((خلیج فارس)) گفته اند،می افزاید . این منطقه آبی همواره برای ایرانیان که صاحب حکومت مقتدر بوده اند و امپراتوری آنها در سده های متوالی ، بسیار گسترده بوده هم از نظر اقتصادی و هم از نظر نظامی اهمیت خارق العاده ای داشت.آنها از این طریق می توانستند با کشتی های خود به دریای بزرگ دسترسی پیدا کنند و به هدف های اقتصادی و نظامی خود دست یابند.

